نمیترسم از عذاب تو ... عجیب است ... ولی نمی ترسم ... نه اینکه نشنیده باشم
چقدر دردناک و مهیب و غیرقابل تحمل است ........ نه اینکه ندانم نخوانده باشم که
پوست و گوشت و استخوانم را خواهند سوزاند .... خوانده ام .... دانسته ام .... باور
دارم ! حتی نمی ترسم ... نمی رنجم میدانم اینهمه انتقام نیست نمیخواهی آزارم
بدهی نمیخواهی کوچک و کم و حقیرم کنی ... آتش پاک است و پاک کننده ........
فقط جرم ها و جرم هایم را خواهد سوخت ... ناخالصی ها و بدی هایم را ...
آن وقت تر و تازه و پاک..... از میان شعله های تاریک بیرون می آیم تا تو مثل روز اول
" مرا محکم بغل کنی "
بهار امسال یه جور دیگه شروع شد ... امسال با تموم سالهای قبل فرق میکنه .....
بهار امسال واقعا بهاره ... از همون روزای اول با اومدن بهار انگار منم بهاری شدم ...
انگار زندگیم بهار شده و منم شدم خود بهار ....
اینروزا با همه وجودم خوشحالم و خوشبخت ... خدای مهربونم همین جا .... کنارمه
و تو تک تک لحظه هام دستاش تو دستامه !! انگار تموم اون روزای بد یه خواب بودن
و الان ... قشنگ ترین صبح زندگی منه !
به عنوان عیدی براتون یه عالم دعا دارم ... دعا میکنم همیشه ی همیشه همه ی
روزاتون اونجوری که شما می خواین بگذره و همیشه خوشبخت باشید ........ دعا
میکنم پیدا کنید اون راهی رو که باید پیدا کنید ....
بهار نو .... سال نو .... و زندگیه نوتون یه دنیا مبارک ![]()
شیدا
لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت توسط شیدا |
