تبليغاتX
بیش از این ها می توان خاموش ماند ...
بنام خدایی که درین نزدیکیست

 

و امروز ...

 

چیزی در درونم مرا از من تهی میکند

 

باید خود را ببخشم

 

باید برای تمام روزهایی که نخندیدم

 

برای تمام لحظاتی که منفورانه سوزاندم

 

برای تمام روزهای بد !

 

خود را ببخشم ...

 

می خواهم کمی خودم باشم

 

و شوق آن روزهای اول را

 

دوباره تجربه کنم ...

 

میخواهم از هر احساسی تهی شوم و

 

تنها عاشق باشم ...

 

میخواهم " تنها " عاشق بمانم ...

 

از هرچه گذشت و از هر چه هست  گذر میکنم

 

درین هوا ... نفسی از سر عشق میکشم

 

و شوق زنده بودن را با همه ی وجود حس میکنم !

 

من امروز ...

 

سرشار میشوم از حس زندگی ...

 

عازم سفر میشوم !

 

به بی نهایت میروم تا در آنجا نفسی تازه کنم

 

دستانم خالی ست ...

 

عشق را با خود می برم !

 

و  _ عشق _

 

همراه همیشگی من است ...

 

TinyPic image

 

همیشه باخودم فکر میکردم واسه روزتولدم بایدفوق العاده ترین پست ممکن

 

و بذارم .… بایدحتما این پست یه پست خاص باشه! اما حالا که اون روز اومده

 

ساده ترم از اون که بخوام به این چیزا فکر کنم و اینطوری قشنگ تره!!دو سه

 

خط شعر مینویسم از احساسم و میام اعلام میکنم که آدما …

 

17 ساله اینجام … بین شما …اما هیچی نمی دونم ! نه از شما و نه از خودم!

 

اینطوری قشنگ تره …… هیجانش بیشتره ! بالاخره امروز روزه منه ! امروز من

 

فقط باید بشینم و آرزو کنم ! یه دنیا آرزوی قشنگ دارم .… برای خودم.… برای

 

همه ی دنیا ! خیلی خوشحالم امروز ..…درسته امروز نسبت به تموم سالهای

 

زندگیم تنهاترم … اما چیزایی دارم که حاضر نیستم با تموم اون روزاعوضشون

 

کنم … درسته امروز نسبت به سالهای پیش خیلی چیزارو " دیگه " ندارم ……

 

اما خوشحال ترم از همیشه … آخه سبک تر شدم … انگار عاشق تر شدم …..

 

همین امروز تکلیفم و با گذشته ام روشن کردم …...… اونا رو هم مثه 17 سال

 

زندگیم فوت کردم ! دیگه چیزی نمی مونه … یه شیدا می مونه و یه عالم آرزو

 

یه عشق میمونه که تا ابد کنارمه ! و یه دل که تازگی ها ساده شده ………...

 

دلی که امروز آرزو میکنم همیشه کنار خودم بمونه ! نه پیش هیچ کس دیگه !!

 

نمی خوام فکر کنم بزرگ شدم .… نمی خوام دوباره مثه آدم بزرگایی بشم که

 

واقعا عجیبن… هنوز میخوام همون شیدایی باشم که یه عروسک همه دنیاش

 

بود..همون که با اون دل کوچیکش خیلی قشنگ تر معنی عشق و میدونست!

 

هدف های بزرگی دارم و آرزوهای بزرگ تر...می خوام امسال بعد از چند سال

 

درجا زدن تو زندگی عوض شم .... میخوام با همه ی وجود برم دنبال چیزهایی

 

که واقعا میخوامشون نه چیزایی که فقط فکر میکنم میخوامشون ....

 

آرزومیکنم این عشقی که تو دلمه همیشه همینطوری بمونه! چون این عشق

 

واین احساس نه به آدم خاصیه که بتونه نابودش کنه ونه به هیچ شی خاصی

 

این عشق منو دربر میگیره و همه ی آدمارو ... همه ی دنیا و هرچی توشه ....

 

آخه اینطوری خیلی قشنگ تره !!!

 

یه دنیا آرزو هم دارم واسه همه ی دوستای خوبم ... همه ی دوستای گلی که

 

با حرفای قشنگشون با کارای فوق العاده شون به من خیلی کمک کردن ........

 

همه ی اونایی که این دنیای مجازی رو برام پرکردن از قشنگی ...

 

آرزو میکنم اونا هم مثه من عاشق شن !! عاشق عشق !!

 

آرزو میکنم همه ی آدما به آرزوهای قشنگشون برسن .....

 

آرزو میکنم خدا به همه صبر بده تا تموم مشکلاتشون و یکی یکی حل کنن ......

 

آرزو میکنم هرکسی تو زندگیش یه دوست خیلی خیلی خوب داشته باشه .....

 

آرزو میکنم هیچکس تو دنیا تنها نمونه !

 

آرزو میکنم هرکسی راه درست زندگیشو پیدا کنه ( که این از همه مهم تره )

 

آرزو می کنم ...

 

دیگه بقیه اش واسه هرکسی خصوصی میشه !!!

 

کادو بهم چی میدین ؟ خوب من میگم ..... کادو بهم دعا بدین ! بیشتر از همیشه

 

محتاجشم ..... دعا کنید آرزوهام واقعی باشن نه واهی و نه خیال ...... دعا کنید

 

راهمو درست انتخاب کرده باشم ...... بیشتر از همه دعا کنید خیلی چیزارو درک

 

کنم آخه بعد از اینهمه خوشحالی و خوبی یه غم بزرگ ته دلمو قلقلک میده .....

 

اما خوب ... راه می رم به خودم می گم :

 

" از چه دلتنگ شدی ... دلخوشی ها کم نیست ... "  

 

خوشحالم که اینجا ... با این همه فاصله دوستای خوبی مثه شما دارم ............

 

این قشنگ ترین کادویه که امسال " خدا بهم داده " !

 

هزارتا آرزو واسه خودم دارم که دیگه اینجا ننویسم بهتره ... فقط یکی .... اونم :

 

خدایا ... یه لحظه هم منو به حال خودم نذار !

 

خوب خیلی خیلی حرف زدم ... ببخشید ... ( تولدمه دیگه )

 

خیلی مواظب خودتون باشین ... دوستتون دارم .........

 

خدا حافظ همتون



لینک ثابت نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت   توسط شیدا  |