سلام ... این پست اخصاصیه اختصاصیه ...... میدونین چرا ؟![]()
الان اولین ثانیه های تولد یه فرشته ست ! یه فرشته بایه دل آسمونی که
اشتباهی اهل زمین شده…......… یه فرشته ی آسمونی که با دو تا بالش
منو تا اوج برد… اون فرشته منو به اینجا رسوند ! یه فرشته که اهل زمین
نیست یه فرشته که هر چند وقت یه باراز زمینیا و کاراشون خسته میشه
و با حرفاش منو میبره توی دنیایی که جای خودشه ... ![]()
نگاه کن که غم درون دیده ام … چگونه قطره قطره آب میشود …
چگونه سایه ی سیاه سرکشم … اسیر دست آفتاب میشود …
به روی گاهواره های شعر من …
نگاه کن …
تو می دمی و آفتاب میشود …
میخوام باهات حرف بزنم … میخوام تولدتو …… یه بهونه کنم … یه بهونه
واسه تشکر یه بهونه که بهت بگم …بهت بگم از تموم دنیا برام عزیز تری
یه بهونه که دستاتو بگیرم و ببوسمشون ..… واسه همه چیزایی که بهم
دادی ..... واسه تموم چیزایی که بهم یاد دادی واسه تموم آرامش هایی
که با نگات و با دستات بخشیدی به قلبم … ![]()
می خوام کادوی تولدت بهم دلمو بدم … دلی که تیکه های داغونش و با
دستای مهربونت کنار هم گذاشتی و دلم دل شد …
چطوری ازت تشکر کنم ؟ نمیدونم …باورت میشه؟ نمیدونم چطوری باید
به خاطر اشکایی که یه سال و … تحملشون کردی ازت تشکر کنم .…...
واسه اشکایی که با حوصله بادستای مهربونت پاک شد ! اونو چطوری
جبران کنم ؟ واسه تولدت چی دارم که بهت بدم …فقط دلم ! دلی که تو
ندونسته با دستات ساختیش ! دلی که دستای خدا رو دستات بود وقتی
داشتی ترمیمش میکردی…اون موقع بودکه خدای واقعی روحس کردم
با دستای تو … میفهمی که چقد مدیونتم نه ؟ ![]()
می بینی ؟ مثه همیشه شیدات …. شیدای چشمات نمیدونه چی بگه !
مثه همیشه وقتی میاد از تو بگه واژه هاش دود میشن …
چیزی ندارم بگم ... مثه همیشه جلوی پات حقیرم ..... هیچی نمی مونه
که چشای نازت نخونه از تو چشام ... فقط ...![]()
فقط اینکه : سپیده ی مهربونم .......... تویی که الان هرچی دارم از نگات
گرفتم ... تویی که دار و ندارم ماله چشماته .... تولدت مبارک ![]()
![]()
لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت توسط شیدا
