تبليغاتX
بیش از این ها می توان خاموش ماند ...
خدای با عشقی که داشت ...

 

خدای فرشته ی مرگ عزرائیل را فراخواند ...

 

فرمود : برو و سلام خدایت را بر زمین برسان .

 

گفت : فقط سلام برسانم ؟

 

فرمود : سلام برسان و به وظیفه ات عمل کن !

 

عزرائیل  که پر گشود تا به  پرواز در آید فرشتگان با صدای بلند  گفتند :

 

" این چه سر است که خدای ... خاک ذلیل زمین را چنین عزیز میدارد ؟

 

ندا آمد : شما چه می دانید که مارا با این مشتی خاک از ازل تا ابد  چه

 

کارها در پیش است ؟

 

گفتند :ما ندانیم تو بگو ای حضرت غنا و استغنا تا بدانیم و آرام گیریم ..

 

ندا آمد : عشقی است که از ازل مرا در سر بوده ...... کاری ست که تا

 

ابد مرا در پیش است ....

 

 

TinyPic image

 

 

سلام ...

 

امروز نه شعر میذارم نه از دلگرفتگیهام و دردام حرف میزنم و نه ................

 

امروز میخوام مستقیما با خود شماحرف بزنم ...شمایی که زحمت میکشی

 

و وبلاگ منو با قدمای نورانیت شرمنده میکنی ... امروز میخوام بگم نه ........

 

بیش از اینها نمیتوان خاموش ماند ...

 

دیگه نشد خیلی سعی کردم که این پست رو نذارم اما نشد .......

 

تو  این  مدت  به  آدمایی  زیادی برخورد کردم که واقعا چیزهایی گفتن که با

 

شنیدن حرفهاشون بدترین احساس ممکن توی وجودم اومد ...

 

نمی دونم چه جوری میشه فکر کرد  که خدا وقتی مارو آفرید عشق نداشت

 

عاشق نبود ....... نمیدونم چه طوری میشه فکر کرد که این زندگی که دست

 

ماست امانت نیست و میشه نابودش کرد ... به هر بهایی ..... حتی شکست!

 

میدونید من با  همه ی وجودم به این موضوع اعتقاد دارم که خدا مارو با همه

 

عشقش آفرید ... اعتقاد دارم خدا مارو با یه هدف برتر آفرید .......... هدفی که

 

( انقدر بزرگ بود ) که خدا به خاطرش مقرب ترین  فرشته ی درگاهش  رو از 

 

بهشت بیرون کرد ..... اسمشو گذاشت ابلیس ... چون مقرب ترین فرشته ی

 

درگاهش واسه اشرف مخلوقاتش سجده نکرده بود ...

 

خدایی که تو گناه میکنی و میگه من از بنده ام شرم دارم .... بهش بگید توبه

 

کنه ... من نمیتونم التماسای بنده ام و ببینم !

 

کرم بین و لطف خداوندگار                         گنه بنده کرده ست و او شرمسار 

 

خدا  تورو  طوری  آفریده  که  فقط  واسه خودش بنده ای !  تو این دنیا به این

 

بزرگی تو فقط بنده ی اونی ... بعد از اون خودتی و خودت ! میفهمی نه ؟؟؟؟

 

می دونم که میدونی خدا به دوتا کلمه هم قانعه "خدایا شکرت"! واسه همه

 

چیزایی که بهت داده ... واسه همش بنده ی خدا ... واسه دلت .... قلبت .....

 

واسه دستت ... واسه سلامتیت ... واسه روحت ... فقط  _ دوتا _  کلمه !!!!!

 

هیچ  آدمی دلش نمی اد  وقتی یکی بهش  خالصانه  محبتی  بکنه   دلش  و

 

بشکنه اونوقت همین آدم چطوری دلش میاددله خدارو که بهش زندگی داده

 

بشکنه؟ همون زندگی که به خاطرش باید واسه  همه ی خلقت های  خدا ناز

 

کرد ! چطوری دلت میاد آدم ؟ چطوری میتونی ؟

 

تو  همونی  که خدا بار امانتی که زمین  و آسمون از  گرفتنش سر باز زدن به

 

تو داد ؟ خودت و هنوز نشناختی !

 

آسمان بار امانت نتوانست کشید                  قرعه فال به نام من بیچاره زدند

 

دلم شکست وقتی فهمیدم دل خدارو اینطوری شکستی واون هنوزم صبوره

 

دلم شکست وقتی فهمیدم دله کسی و شکستی که دلتو آفریده !

 

ز تو با تو راز گویم به زبان بی زبانی

 

                             به تو از تو راه جویم به نشان بی نشانی

 

چه شوی ز دیده پنهان که چو روز می نماید ...

 

                            رخ همچو آفتابت به نگاه آسمانی ..........

 

تو چه معنی لطیفی که مجرد از دلیلی ......

 

                            تو چه آیت شریفی که منزه از بیانی .......

 

                                                                                                 "شیدا "

 



لینک ثابت نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت   توسط شیدا  |