تبليغاتX
بیش از این ها می توان خاموش ماند ...
خدایا

 

            هنوز خیلی کوچیکم ....  هنوز واسه فهمیدنت و واسه حس کردنت 

 

مثه یه قطره ام که تو یه رودخونه که به چند جا راه داره  گیر  کرده

 

و نمی دونه کدوم راه اونو به دریاش می رسونه ..........................

 

خدایا نمی گم خسته شدم نمی  گم بریدم نه ...... اما باور کن گم

 

شدم .......................................................................................

 

تو راهی گم شدم که اگه تا آخرش می رفتم فقط  به تو میرسیدم

 

الان ده ماهه  که عاشق شدم ..... ده ماهه که لحظه به  لحظه  و

 

ثانیه  به  ثانیه  رو با فکر  کردن  به یه عشق  بزرگ  سر  میکنم  اما

 

چرا اینجوریه ؟  همه ی عاشقا اینطورین ؟ یا من با بقیه فرق  دارم

 

نکنه من فقط  فکر می کنم که  عاشقم ؟  نکنه خدایا  نشونه  هات

 

دروغ بود ؟ 

 

چی شد که من هرچی داشتم و فراموش کردم ؟  خدایا  چی  شد

 

که همه چی رو زیر پام گذاشتم؟ خدایا چرا اونی شدم که همیشه

 

ازش  متنفر بودم ؟ خدای مهربونم چرا دیگه نمی تونم  فکر  کنم  ؟ 

 

می خوام عوض شم مگه خودت نمیگی بنده هروقت در خونمو بزنه

 

در  و  به  روش وا می کنم  ؟  من که چندوقته شب و روز با  همه ی

 

وجودم دارم در میزنم ... خدایا دارم صدات میکنم ...... باور کن اینبار

 

با همیشه فرق داره  باور کن ایندفعه روحم صدات می کنه ..........

 

ایندفعه روحم به تو محتاجه نه جسمم ... نه خواهش هایی که گاه

 

و بیگاه ازت دارم... ... خدای مهربونه حتی پست ترین آدما ! ایندفعه

 

فقط میخوام حست کنم خدایا می خوام کنارم باشی.. ..................

 

خدایا تو منو نفرستادی اینجا که آدما رو اذیت کنم من اومدم که باشم

 

که توهر لحظه ی زندگیم جریان داشته باشم نه اینکه ..................

 

حالا که این فرصت و بهم دادی تا عاشق باشم عاشق یکی که واقعا

 

لیاقت عشق و داره بذار قدرشو بدونم ... خدایا نذار دیوونش کنم ....

 

دستامو بگیر از اون همه عشق بدون چشم داشتی که تو وجودته یه

 

کم به منم ببخش ... قول میدم به قولهایی که قبل از اومدنم تو این

 

دنیا بهت دادم و حالا هیچکدومشون رو یادم نمیاد عمل کنم ...........

 

اشتباه زیاد کردم .. راه اشتباه خیلی زیاد رفتم اما حالا که گم شدم

 

حالا که هیچ کس مثله تو نیست که بتونه منو بالا بکشه نامیدم نکن

 

اولین باره که دارم به درگاهت اینجوری خواهش و اصرار میکنم اگه

 

ازم نبریدی اگه هنوز این دیوونه رو میبینی تنهاش نذار .................

 

خدایا ممنون که دارمت ... ممنون که دارمش گرچه .....................

 

انتظار و دوست ندارم اما واسه جواب سوال های امروزم حتی تا

 

ابد هم منتظر می مونم تا دستات روحم و از بی عشقیت پاک کنه

 

خدایا ......

 

آنان  که  همه چیز  دارند

 

                       مگر تورا

 

به سخره میگیرند آنان را

 

که  هیچ ندارند .............

 

                         مگر تو را 

 

                                                          یه برگ پاییزی

 

 

 



لینک ثابت نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت   توسط شیدا  |